محمد مهدى ملايرى
297
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در ميان رعايا طريق عدل گسترد » « 1 » كارى از پيش نتوانست برد . و تنها كار درخور ذكرى كه از او ياد كردهاند اين بوده كه او صليب مسيح را ، كه آوردن آن از اورشليم آن همه جنگها و خونريزيها را به دنبال داشت ، به وسيلهء يكى از روحانيان بزرگ مسيحى كه طبرى نام او را ايشوعهب نوشته براى روميان بازپس فرستاد . « 2 » و شاهانى هم كه پس از اينها آوردند و بردند جز نشانهاى از بالا گرفتن هرجومرج ، شدّت يافتن اختلافات سران و سرداران و افزايش ضعف و سستى در اركان دولت ، نبودند . اثر آشفتگيهاى پايتخت در تحريك قبايل تاراجگر صحرا اثر اين آشفتگى و ضعف و سستى زودتر از هرجا در مرزهاى غربى ، و در پادگانهاى ايران در حاشيهء صحرا ، و در مرزبانيهاى ايران در سرزمينهاى عربنشين پديدار گشت . زيرا در خلال حوادثى كه در پايتخت ايران روى مىداد آن پادگانها به حال خود رها شده بودند و برخى از مرزبانان هم كه از مراكز ايران جز اخبار فتنه و آشوب چيزى نمىشنيدند خود از آن مركز گسسته و هريك راهى مستقل در پيش گرفتند ، و مهمترين آنها مرزبانان يا فرمانروايان ايرانى در يمن بودند كه بيش از پنجاه سال خود و پدرانشان از سوى دولت ساسانى بر آنجا فرمان مىراندند ، و پيوسته با آن دولت در ارتباط بوده و به فرمان آن مىرفتهاند ، ولى در اين زمان از اين مركز بريده و به شرحى كه در گفتار ديگر خواهد آمد به پيغمبر اسلام كه در آن هنگام هنوز در مدينه به نشر دعوت مىپرداختند پيوستند ، و از مدافعان سرسخت اسلام در جنوب عربستان شدند . در اين زمان ايران هنوز با اعراب مسلمان سروكار نيافته بود ، سروكار ايران و مرزداران ايرانى همچنان با قبايل عربى مرزنشين و بدويان چادرنشين بود كه پيوسته درصدد دستبرد به روستاهاى آباد و پرثروت غرب ايران در عراق بودند ، و با هر فرصتى در آنجاها به تاختوتاز و قتل و غارت مىپرداختند ، و چون سستى و ضعفى در پادگانها و مرزداران ايرانى پديد مىآمد ، بر گستاخى و شدّت
--> ( 1 ) - فارسنامه ، ص 126 . ( 2 ) - طبرى ، 1 / 1064 .